سکوت تلخ
سکوت تلخ
تویِ خبرها گفتند دلداده ای تلف شد اسطوره عاشقی، معصوم و جان به کف شد
پرونده قتلشو به خبره ها سپردند اما حتی یکیشون، راه به جایی
نبردند
نه اثری زِ دارو، نه زخمِ ساده ای بود تمومِ شهر دنبالِ یه راهِ چاره
ای بود نه مرگِ اون زِ سکتهِ یا تنگیِ
هوا بود نه دورو اطراف اون حتی یه ردِ
پا بود
رنگِ اتاق مقتول به رنگِ بی کسی بود
انگار تا لحظه مرگ، چشم به راه کسی بود
تو گلدونِ اتاقش گلای پژمرده بود
قرصایِ دلتنگیشو، سرِ ساعت خورده بود
رویِ میزِ اتاقش، یه دفترِ پاره بود برایِ کشفِ علت، انگاری تک
چاره بود به رویِ تختِ سردش، یه دنیا
عکس ردیف بود خبر زِ عشقی رفته، با قولایی
ضعیف بود دستِ یه زن کنارِ دستایِ بی
کسش بود یه دستهِ گلِ قرمز، تو اون یکی
دسِش بود
لای کتابی اونجا، بود نامه هایی رنگی
نوشته بود که باید به حرفام دل ببندی
نوشته بود که عشقم پُر از مِهرُ جنونه وقتی تو نیستی اینجا، دو چشمام
پُر زِ خونه
خلاصه کلی نامه با حرفایِ قشنگ بود
مظنون قصه ما، یه عالمه زرنگ بود تو دستِ سردِ اون، یه حلقه طلا
بود
اما تنِ غریبش، معصوم و بی صدا بود
تو کشویِ اتاقش، پیدا شدش یه نامه نوشته بود نمی خوام بی تو بدم
ادامه نوشته بود غریبه بیا کنارِ
قبرم
تموم شده تحمل، با قطره های صبرم نوشته بود وداعت دنیامو زیرو
رو کرد زدم رو دستِ مجنون، دلم به غصه
خو کرد
نوشته بود سرت را شبا کجا میذاری؟؟ برایِ کی گلایِ قرمزتُ میاری؟؟
نوشته بود که گلات هنوز تویِ
گلدونه
چشام تا لحظه مرگ، خیره به در می مونه
نوشته بود که مرگم هیچ علتی نداره تنها دلیلِ مرگم جدایی بود،
ستاره نوشته بود جداییش علتِ مرگِ من
شد
عشقِ دروغینِ اون آلتِ قتلِ من شد
قبل از وداعِ تلخم، دعایِ من همینه الهی هیچ عاشقی غمِ دوری نبینه
الهی هیچ چشایی چشم انتظار نمونه
قدرِ یه قلبِ پاکو هرکی داره بدونه
الهی که عاشقا با همدیگه بمونن یا الکی زِ عشقی که ندارن
نخونن پرونده قتلِ این، پرنده دلداده
برای ختم و بستن دیگه بودش
آماده تو خبرا نوشتن ، علت مرگ جنون
بود هیچگی نگفت جدایی عاملِ مرگِ
اون بود
مرگِ این دلداده رو، همه کردند فراموش یه مدته تو قبرش، اون آرمیده
خاموش این قصه که تموم شد، اما دیگه
نذارید
تو باغچه دلاتون گلِ وفا بکارید تا که گلی دوباره تو تنهایی نبازه
برای آشتی کردن، همیشه جاده بازه..... می خواهم از تو بگویم بی آنکه در جســـــــــــــــــــتجوی قافیه ها باشم و بی آنکه حتی در جســــــــــــــتجوی واژه ها باشم می خوام از تو بگــــــویم از تو که ناخواسته با سکوتــــــــــــــــت منو می شکنی از تو که عاشقانه دوستت دارم و نمی دانی دوستت دارم با ساده ترین کلمات همراه با همین اشکی که دارد می غلتد و فرو می افتد می خواهم بگویم دوستت دارم نه می خواهم از آسمان برایت خورشـــــــید را بیاورم نه می خواهم ستــــــــــاره ها را برایت بچینم نه می خواهم به شهر آرزوها و رویاها بروم و نه می خواهم به اندازه این ســــــــکوت تلخ فریاد بزنم فقط ســـــــــاده و با صداقت همراه با شـــــــاهدی صادق از اعمال جانی سوخـــــــته با چشـــــــمانی بارانی می خوهم بگویم دوســـــــتت دارم و می خواهم بگویم این نه سخنی است که تنها بر زبان آید من تقدس عشقت را بر کرامت وجودم نشانده ام هر چند همراه با سکــــــــــــــــوتی به تلخی زهر است و اگر سراسر وجودم زبان باشد یکسره خواهم گفت با این ســـــــــــــکوت دوستت دارم برای تو می نویســـــــم برای تویی كه قلبم منزلگه عـــشـــــــــق توست برای تویی كه احســـــاسم از آن وجود نازنین توست برای تویی كه تمام هســـــــتی ام در عشــــــق تو غرق شد برای تویی كه چشــــــمانم همیشه به راه تو دوخته است برای تویی كه مرا مجذوب قلب ناز و احســــــــاس پاک خود كردی برای تویی كه وجودم را محو وجود نازنیـــــن خود كردی برای تویی كه هر لحـــــظه دوری ات برایم مثل یک قرن است برای تو که هیچ وقت نفهمیدی دوستت دارم برای تویی كه سـكوتــــــــــــــــــــت سخت ترین شكنجه من است برای تویی كه قلبـــــــــت پـاک است برای تویی كه در عشـــــــــــق ، قـلبت چه بی باک است برای تویی كه عـشــــــقت معنای بودنم است برای تویی كه غمــــــــهایت معنای سوختنم است برای تویی که آرزوهایـــــــــت آرزویم است بگو با دلی که اسیره چه کنم ؟ با این خاطره های تیره چه کنم؟ گیرم منو یه عمری زنده بذاری با روحی که داره میمیره چه کنم؟ خدایا مگه به درد دل آدما گوش نمی دی؟ مگه ندیدی دلارو نشونه گرفته پلیدی؟ دستای منو بگیر و رهام کن از این نا امـــــیدی از سیـــاهی به سفیــــدی کوک ناقوصه دلم از من صدا کن خـــــــــــــــــدا نذار بپوسه دلم آغوشتو وا کن خــــــــــــــــــدا مثل فانوسه دلم شعلشو به پا کن خــــــــــــــــــدا ای خــــــــــــــــــــدا بگو با نفس بریده چه کنم؟ با این جون به لب رسیده چه کنم؟ می خوام نگم از این غم توی دلم با زجری که به سینه میده چه کنم؟ همه ی گلایه ها و غمای من از روزگاره دل سوت و کور من تنها و بی کس و بیقراره جز تو یه آغوش گرم محبت تو جایی نداره کوک ناقوصه دلم از من صدا کن خـــــــــــــــــدا نذار بپوسه دلم آغوشتو وا کن خـــــــــــــــــــدا مثل فانوسه دلم شعلشو به پا کن خـــــــــــــــــــدا ای خـــــــــــــــــــــدا
کاش پیش من بودی کاش دستانت در دستانم بود و لطافت هزار ابر سپید بهاری را در دست داشتم و در اوج خوش بختی پرواز می کردم کاش می توانستم به چشمانت نگاه کنم و با هر نگاه من هزار هزار واژه ناگفته عشق را به یک باره به سوی تو روان می کردم و با هر نگاه تو شادی در چشمان من می جوشید کاش می توانستم صدای گرم تو را بشنوم تا چون آبشاری از نغمه های روح انگیز بر عمق جانم جاری گردد و همه غم های فراق را بزداید کاش پیش من بودی من با گرمای عشق تو زنده ام چه زیباست که تو تنها نیاز من باشی و چه عاشقانه است که تو تنها آرزویم باشی و چه رؤیایی است این لحظه های ناب عاشقی و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم و اگر غروری در من هست غرور عشق به توست من همیشه تو فکر تو هســــــــــتم تو رو از جون میـــــــــپرستم من فقط با تو میتونم توی این دنـــــــــــــــیا بمونم تو اگه نباشی پیشم به خـــــــــــدا دیونه میشم این صدای قلبمه که میخواد واست بخونه این نوشته ها هم واسه تو تا توی یادت بمونه چه شبایی که واسه تو تا سحر گریــــــــــــــه میکردم تو به یاد من نبودی اما من یـــــــــــــاد تو بودم توی این شبای تاریـــــــــــــــک فکر تو هست فقط کنارم آخه من به جز غم تو همدمی دیگه ندارم وقتی من تورو نبینم دیگه چشمامو نمی خــــــــــــوام دنیارو با این قشنگی بی تو من واسه چی میخـــــــــــــوام آی زمونــــــــــــه آی زمونــــــــــــــه هیشکی از من نمیدونه اونی که ازم بریده هیچی از من نمیدونه نمیدونـــــــــــــــه که با چشماش زندگیمو کرده ویــــــــــــــرون حالا من موندم و اشکام با دوتا چشم های گـــــــــــــــریون چـــــــــــــــــــــــــرا حس می کنم هستی کنارم چــــــــــــــــــــــــــرا این رفتنو باور ندارم چــــــــــــــــــــــــرا گم میکنم روز و شبامو چرا حس می کنم داری هوامو چــــــــــــــــــــــــرا هستـــــــــــــــــــی میون خواب و رویـا چـــــــــــــــــــــــرا پر میشی تو حرم نفـــــــــــــــــــــــــسهام دارم نفــــــــــــــــــــس نفــــــــــــــــــــــس نبودنت رو کم میارم می خوای بری تو رو به این زمونــــــــــــــــه می سپارم ولی نــــــــــــــــرو نـــــــــــــــــــرو بمون نــــــــــــــــــــرو که جز تو چـــــــــاره ای به جز خـــــــــــــــــــــــــودت ندارم نـــــــــــــــــــرو بمون نـــــــــــــــــــرو بمون نـــــــــــــــرو بمون کنارم آخه ترانه هام همش بـــــــــــــــــــــــــهونتو می گیرن اگه بری همه کهنه میشن بی تـــــــــــــــــــــــو میمیرن اگه بری چشــــــــــــــــــــــا مو پشت جاده جـــــــــــــــا می زارم اگه بــــــــــــــری خود بــــــــــــــــــارون میشم برات میبارم دارم نفــــــــــــــــــــس نفــــــــــــــــــــــس نبودنت رو کم میارم می خوای بری تو رو به این زمونــــــــــــــــه می سپارم ولی نــــــــــــــــرو نـــــــــــــــــــرو بمون نــــــــــــــــــــرو که جز تو چـــــــــاره ای به جز خـــــــــــــــــــــــــودت ندارم نرو خیــــــــــــــــــــــــال نکن بدون تـــــــــــــــــــو دوم میارم روزای سخت نبودن با تو خلا امیدو تجربه کردم داغ دلم که بی تو تازه میشد هم نفسم شد سایه سردم تو رو می دیدم از اون ور ابرا که می خوای سرسری از من رد شی آسمون و بی تو خط خطی کردم چه جوری می تونی این قده بد شی ســـــــــــــــــــــــــکـــــــــــــــوت قلبتو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه نمی خوام مثل گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه روزای سخت نبودن با تو دور نبودنتو خط کشیدم تازه میفهمم اشتباهم این بود چهره عشقمو غلط کشیدم عشق تو دارو ندار دلم بود اومدی دارو ندارمو بردی بیا ســــــــــــــــــــــکـــــــــــــــوت تو بشکن و برگرد که هنوز هم تو دل من نمردی ســـــــــــــــــــــــــکـــــــــــــــوت قلبتو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه نمی خوام مثل گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه


برای تویی كه قلبت پــــــــــاک است
برای تویی كه تنـــــــهایی هایم پر از یاد توست

| www . night Skin . ir |

